حدیث معروفی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که : اکثر اهل الجنة البله ، یعنی اکثر اهل بهشت ابلهانند (هم از طریق اهل سنت مانند كنز العمال ، ج ۱۴ ، ص ۴۶۷ و هم از طریق شیعه مانند وسائلالشيعة ج10 ص426 و بحارالانوار، ج 5 ، ص 128 )
این حدیث با این عبارت نیز در نقل آمده است که : " دخلت الجنّة فإذا أكثر أهلها البله ". یعنی : به بهشت در آمدم و بيشتر اهل آن ابلهان بودند. (بحارالانوار، ج 70، ص 9 و نهج الفصاحه - 1556)
تفاسیر مختلفی از این حدیث آمده است از جمله احادیثی از ائمه علیهم السلام که می فرمایند فقد روى عبد الله بن جعفر في (قرب الإسناد) عن هارون بن مسلم عن مسعدة بن صدقة عن جعفر بن محمد عن آبائه (عليهم السلام): ان النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) قال دخلت الجنة فوجدت أكثر أهلها البله. يعني بالبله المتغافل عن الشر العاقل في الخير الذين يصومون ثلاثة أيام من كل شهر، یعنی از صادق آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین وارد شده که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : وارد بهشت شدم و بیشتر اهل بهشت را ابلهان یافتم یعنی ابلهان غافل از شر و عاقل در خیر و کسانی که سه روز از هر ماه را روزه میگیرند. (وسائل الشيعة ج7 ص311).
علما و اصحاب لغت نیز نکات دیگری در مورد این حدیث و کلمه البله آورده اند .
مولوی نیز در مثنوی این بلاهت را در مقابل عقل حسابگر قرار داده و آن را به معنای تعبد و تسلیم صرف در برابر فرامین شرع تفسیر نموده است :
خویش ابله كن، تبع میرو ز پس ---- رستگی زین ابلهی یابی و بس
با چنین نوری، چو پیش آری كتاب ---- جان وحی آسای تو آرد عتاب
"اكثر اهل الجنة البله" ای پدر ---- بهر این گفتست سلطان البشر
زیركی، چون باد کبر انگیز توست ---- ابلهی شو، تا بماند دین درست
ابلهی، نی كاو به مسخرگی دو توست ---- ابلهی نی کز شقاوت مال جوست
ابلهی، كاو واله و حیران هوست ---- باشد اندر گردن ِ او طوق دوست
ابلهانند آن زنان دست بُر ---- از كف ابله، وز رخ یوسف نذر
عقل را قربان كن اندر عشق دوست ---- عقل ها باری از آن سوی است، كاوست
عقل ها آن سو فرستاده عقول ---- مانده این سو آن که گولست و فضول
مثنوی معنوی - دفتر چهارم - بخش 55
اما همچنانکه امام صادق علیه السلام فرمودند : انالنتکلم بالکلمة لها سبعون وجها لنا من کلها المخرج ، ما کلمه ای را بیان می کنیم که هفتاد وجه دارد (هفتاد جور می توان آن را معنا کرد) و همه آن وجوه منظور ماست (بحارالانوار ج2 ص 198)، برای این حدیث شریف نیز همه این وجوه می تواند متصور باشد.
اما آنچه در کلام عرفا آمده است لطیف تر است و با عبارت و روح حدیث سازگارتر به نظر می رسد و خلاصه آن این است که آنها که بهشت و حور و قصور و شراب طهور آن را برجوار قرب الهی و لقاء حضرتش ترجیح می دهند ابلهند . موید این تفسیر آن است که در برخی نقل های این حدیث آمده است : اکثر اهل الجنة البله و العلیون لذوی الالباب یعنی اکثر اهل بهشت ابلهانند و علیون برای صاحبان فهم است (تمهیدات - عین القضاة همدانی - ص 138)
مرحوم مولی محمد بیدآبادی (ره) از عرفای بزرگ شیعه در قرن دوازدهم در رساله سیر و سلوک خود خطاب به میرزای قمی می نویسند : ... اکثر اهل الجنة البله ، القانعون بجوار خیرات الحسان و بطواف جواری و غلمان عن روضة رضوان الجمال و خلد مقعد صدق عند ملیک متعال ... اکثر بهشتیان را صاحبان عقلهای ناقص تشکیل می دهند آنان که به زنان و دختران و غلامان و نعمت های بهشتی بسنده کرده و از رضوان جمال الهی و قرارگاه صدیقین در بارگاه حق تعالی چشم پوشی نموده اند
این حدیث با این عبارت نیز در نقل آمده است که : " دخلت الجنّة فإذا أكثر أهلها البله ". یعنی : به بهشت در آمدم و بيشتر اهل آن ابلهان بودند. (بحارالانوار، ج 70، ص 9 و نهج الفصاحه - 1556)
تفاسیر مختلفی از این حدیث آمده است از جمله احادیثی از ائمه علیهم السلام که می فرمایند فقد روى عبد الله بن جعفر في (قرب الإسناد) عن هارون بن مسلم عن مسعدة بن صدقة عن جعفر بن محمد عن آبائه (عليهم السلام): ان النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) قال دخلت الجنة فوجدت أكثر أهلها البله. يعني بالبله المتغافل عن الشر العاقل في الخير الذين يصومون ثلاثة أيام من كل شهر، یعنی از صادق آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین وارد شده که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : وارد بهشت شدم و بیشتر اهل بهشت را ابلهان یافتم یعنی ابلهان غافل از شر و عاقل در خیر و کسانی که سه روز از هر ماه را روزه میگیرند. (وسائل الشيعة ج7 ص311).
علما و اصحاب لغت نیز نکات دیگری در مورد این حدیث و کلمه البله آورده اند .
مولوی نیز در مثنوی این بلاهت را در مقابل عقل حسابگر قرار داده و آن را به معنای تعبد و تسلیم صرف در برابر فرامین شرع تفسیر نموده است :
خویش ابله كن، تبع میرو ز پس ---- رستگی زین ابلهی یابی و بس
با چنین نوری، چو پیش آری كتاب ---- جان وحی آسای تو آرد عتاب
"اكثر اهل الجنة البله" ای پدر ---- بهر این گفتست سلطان البشر
زیركی، چون باد کبر انگیز توست ---- ابلهی شو، تا بماند دین درست
ابلهی، نی كاو به مسخرگی دو توست ---- ابلهی نی کز شقاوت مال جوست
ابلهی، كاو واله و حیران هوست ---- باشد اندر گردن ِ او طوق دوست
ابلهانند آن زنان دست بُر ---- از كف ابله، وز رخ یوسف نذر
عقل را قربان كن اندر عشق دوست ---- عقل ها باری از آن سوی است، كاوست
عقل ها آن سو فرستاده عقول ---- مانده این سو آن که گولست و فضول
مثنوی معنوی - دفتر چهارم - بخش 55
اما همچنانکه امام صادق علیه السلام فرمودند : انالنتکلم بالکلمة لها سبعون وجها لنا من کلها المخرج ، ما کلمه ای را بیان می کنیم که هفتاد وجه دارد (هفتاد جور می توان آن را معنا کرد) و همه آن وجوه منظور ماست (بحارالانوار ج2 ص 198)، برای این حدیث شریف نیز همه این وجوه می تواند متصور باشد.
اما آنچه در کلام عرفا آمده است لطیف تر است و با عبارت و روح حدیث سازگارتر به نظر می رسد و خلاصه آن این است که آنها که بهشت و حور و قصور و شراب طهور آن را برجوار قرب الهی و لقاء حضرتش ترجیح می دهند ابلهند . موید این تفسیر آن است که در برخی نقل های این حدیث آمده است : اکثر اهل الجنة البله و العلیون لذوی الالباب یعنی اکثر اهل بهشت ابلهانند و علیون برای صاحبان فهم است (تمهیدات - عین القضاة همدانی - ص 138)
مرحوم مولی محمد بیدآبادی (ره) از عرفای بزرگ شیعه در قرن دوازدهم در رساله سیر و سلوک خود خطاب به میرزای قمی می نویسند : ... اکثر اهل الجنة البله ، القانعون بجوار خیرات الحسان و بطواف جواری و غلمان عن روضة رضوان الجمال و خلد مقعد صدق عند ملیک متعال ... اکثر بهشتیان را صاحبان عقلهای ناقص تشکیل می دهند آنان که به زنان و دختران و غلامان و نعمت های بهشتی بسنده کرده و از رضوان جمال الهی و قرارگاه صدیقین در بارگاه حق تعالی چشم پوشی نموده اند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر