انسان از آن حيث كه انسان است،خوراك او علم است و علم، عين انسان مي شود كه انسان از علم ساخته مي شود و فعليت آن بايد به معارف الهيّه و ملكات علميّه و عمليّه صالحه باشد؛ يعني فقط خوراك انسان حيات است؛ زيرا كه شيئيّت هر چيز به صورتش است و صورت انساني حيات و شعور و فكر و ادراك و عقل است، و اينها به حكم اتحاد علم و عالم و معلوم از علم ساخته شدند و خود علم اند كه حيات و روح است. هيچ خورنده اي حيات نمي خورد، نبات و حيوان تا جماد نشدند، خوراك خورنده خود نمي شوند ، حيوان كه گياه مي خورد جماد مي خورد نه نباتِ نامي ؛ زيرا به بريده شدن نبات از اصل خود، ديگر نبات نيست، همچنان كه اگرحيواني را مي خورد، باز جماد مي خورد نه حيوان بما هو حيوان را ؛ انسان نيز بماهو حيوان در خوردن نبات و حيوان در اين جهت با ديگر خورنده ها يك حكم دارند، و لكن انسان بماهو انسان، خوراك او حيات است كه علوم و معارف است « و انّ الدارَ الآخره لَهِيَ الحيَوانُ لو كانوا يَعلمون»( عنكبوت/65) و علم حكمت است و حكمت، پي بردن و رسيدن به حقائق موجودات است آن چنان كه مي باشند؛ يعني فهم كردن كتاب آفاق و انفس است
اتحاد عاقل به معقول - استاد حسن زاده آملی - ص 493
۱ نظر:
سلام
چندین و چند بار خواندم و نفهمیدم
تشریح بفرمایید برای اهل ناسوت که سخت در چنبره زمان و مکان گرفتار آمده ایم
ارسال یک نظر