جواب یک سئوال معروف از امام خمینی (ره)


چند شکل مختلف یک سئوال معروف ! :
آیا غیر مسلمان ها همه به جهنم میروند؟
تکلیف ادیسون و انشتین و سایر دانشمندان و خدماتشان به بشریت چه می شود؟
بومیان وسط جنگل آمازون چه می شوند ؟
فرق مسیحیان معتقد به مسیحیت با مسیحیان غیر معتقد و غیر عامل به همان دین چیست؟
و...

پاسخ امام خمینی (ره) :

حضرت امام قدس‏سره درباره انسان‏های جاهل به خدا، اما نیكوكار می‏گویند: «یك دسته از نوع بشر شبیه حیوانات هستند؛ مثل آمریكایی‏های اصلی قدیم یا وحشی‏های آفریقا؛ چون این‏ها از مبدأ و معاد خبری ندارند و از امور اعتقادی محروم‏بوده و متوجه معانی نبوده‏اند و آن چیزهایی كه به قلوب ما خطور می‏كند، اصلاً به اذهان آن‏ها خطور نكرده است و در غفلت بحت مانده‏اند. لذا، این‏ها هم از سعادت اعتقادی حق و هم از شقاوت اعتقادی باطل محروم هستند. این‏ها مثل حیواناتند كه فقط جهات حیوانیتشان مثل غضب و كینه و سبعیت تكمیل می‏شود. پس این‏هایی كه مثل حیوانات بوده و قوای حیوانیشان كامل شده و ملكات حیوانی تحصیل كرده‏اند، در آخرت فقط تجرّد برزخی حیوانی دارند و ملكاتشان طبق نفوس برزخیه آن‏ها فعالیت خواهد كرد. بالجمله، این دسته مثل دسته‏ای از حیوانات هستند كه جهنم موعود را ندارند و بهشت موعود هم ندارند، فقط ملكات این‏هاست. تا ملكاتشان چه باشد!»


ایشان در جای دیگر در تقریر آن می‏گویند: «آن‏هایی كه نامی از خدا و رسول و حكمی از احكام دینی را ندانسته‏اند، به چه نحو هستند؟ بلی، چون این افراد اخلاقیاتی دارند، اگر اخلاق حسنه‏ای كه مربوط به قوانین بوده و مكتسب از دستورات الهیّه تشریعیه می‏باشد، نداشته باشند، ولی خُلق حسن و ملكه‏ای از قبیل رحم و سخاوت و انصاف و اطمینان قلب و غیره داشته باشند، سعادت حسی دارند.»

حضرت امام قدس‏سره درباره انسان‏های جاهل به خدا با اعمال زشت معتقدند كه چون آن‏ها فاقد هرگونه صورت اعتقادی توحیدی هرچند به صورت نهان هستند، به جنت و بهشت موعود نایل نخواهند آمد. از سوی دیگر، به دلیل جهالت، به جهنم موعود نیز وارد نخواهد شد. عذاب چنین انسان‏هایی تنها از سوی ملكات اعمال زشت خود خواهد بود؛ می‏گویند: «از این جهت، در شقاوت خواهند بود كه از درون نفس، طبق ملكات، موجبات الم تشكیل خواهند داد و از این جهات كه انشاءات نفس، طبق ملكات خواهد بود، چنین كسانی معذّب خواهند بود؛ چون هیچ صورت اعتقادی نداشتند و نور توحیدی در قلوبشان اكتساب نشده كه بعد از چندی ظهور و بروز نماید. و خلاصه نور توحیدی به صورت اعتقادی، حتی به طور كمون و اضمار حاصل نبوده و كسب نشده تا از این راه، بعد از مدت متمادی نجاتی پیدا شود... گرچه آنان طبق ملكات خود، در نار و جهنم داخلی خود خواهند ماند، ولی برای این‏ها نار خارجی كه در مقابل عصیان و خلاف و تمرّد باشد، نیست.»

امام خمینی قدس‏سره در مقام دیگر، به نظریه عرفا نزدیك می‏شوند كه معتقدند: كفّار به دلیل وجود فطرت توحیدی از عذاب جاودانه نجات خواهند یافت. نحوه نجات آنان از جهنم نه با خروج از آن، بلكه با بی‏تأثیری آتش بر آنان خواهد بود و چه‏بسا در جهنم با آتش نیز بازی كنند. ایشان می‏گویند:«چون اصل توحید فطری ـ یعنی همان عشق به كمال كه در همه است ـ در این‏ها نیز هست و در این معنا، بین متمدن و غیرمتمدن، آفریقایی و اروپایی و آسیایی و سیاه و سفید فرقی نیست، در نتیجه، احتمال دارد كه همین نور توحید فطری جلوه كند، گرچه آنان طبق ملكات خود در نار وجهنم داخلی خود خالد خواهند بود، ولی برای این‏ها نار خارجی كه در مقابل عصیان و خلاف و تمرّد باشد، نیست و محتمل است كه آن نور توحید فطری ظهور كند و در اثر ظهور آن، نارهای داخلی اثری نداشته باشند و گرچه داخل نار ملكات خواهند بود، ولی نور توحید فطری غلبه كرده و آن‏ها را از تأثیر بیندازد و شاید آنچه كه در بعضی اخبار است. "یتلاعبون فیها بالنار" همین اشخاص باشند.»

اما انسان‏های دسته سوم جاهل قاصر به دین حق و پیرو دین منسوخ امام قدس‏سره به صراحت، به عدم دخول آن‏ها به جهنم حكم می‏كنند و در توضیح آن می‏گویند: «دسته دیگر كه كثیری از نوع انسان را تشكیل می‏دهند، گرچه در مراكز تمدن علمی و عملی بوده‏اند، ولكن چون ابا عن جدٍّ بر دین منسوخ سابق بوده‏اند و به دین لاحق مشرف نشده‏اند، ولی نه از باب عناد و نفاق، بلكه از باب قطع به خلاف، یعنی آن‏ها اصلاً و ابدا حتی احتمال صحّت اسلام را هم نمی‏دهند ـ همان‏طوری كه ما اصلاً احتمال نمی‏دهیم كه مسلك بهایی‏ها صحیح بوده و آن‏ها درست گفته باشند ـ و چون آن را همین‏طور می‏دانند و یا اینكه در جایی هستند كه اسمی از اسلام به گوششان نخورده است، مثل بودایی‏ها كه در فلان ده، فلان جزیره قرار گرفته‏اند، ولكن این دسته به دین خودشان كه از سابق بوده معتقدند و فرض این است كه براساس آن دینشان مستقیما راه یافته و در عقایدشان هم همان‏طور كه آن پیغمبر فرموده، معتقدند؛ مثل راهبی كه از اول عمر تا آخر در دیر خود زندگی كرده و حضرت عیسی را می‏شناخته و همین‏طور كه ایشان فرموده است، به قضایای مبدأ و معاد معتقد بوده و عملش هم عمل صالح و بر میزان آن طریقه بوده است و چون از اول علم به خلاف داشته، به دین اسلام هم توجه نكرده است؛ البته نمی‏توان گفت این چنین شخصی به جهنم خواهد رفت.»

ایشان تصریح می‏كنند پیروان ادیان دیگر با این فرض مسلما به جهنم، همچنین بهشت موعود و جایگاه خاص مؤمنان نخواهند رفت، بلكه در مقامی پایین‏تر از بهشت موعود، به دلیل ملكات اعمال نیكوی خودشان در لذت و سعادت متناسب با خودشان، خواهند بود: «ممكن است فریقی هم باشد لا فی‏الجنة و لا فی‏النار و جایی باشد كه آنجا بمانند و یا در مرتبه پایین‏تر از جنت بروند؛ چون مغفور خواهند بود و هیچ عیبی هم ندارد... آن عمل صالح كه برای خدا انجام شده از قبیل احسان و برّ به والدین و غیره صورت و ملكه‏ای دارد.»

ایشان در جای دیگر، نوع سعادت آنان در آخرت را چنین تبیین می‏كنند: «این‏ها گرچه از پیغمبران تبعیت می‏كنند، ولی به همان جنبه حیوانی نظر دارند و می‏خواهند از آتش برهند و به لذات برسند. این دسته گرچه به‏واسطه عمل به دستور شریعت، به سعادتی كه ظاهر شریعت خبر داده، یعنی «جناتٍ تجری مِن تَحتِها الأنهار» (آل عمران: 198) به گلابی، سیب، قصور و حور می‏رسند، ولی این موجب نمی‏شود كه آن‏ها بالاتر از سعادت برزخی حیوانی داشته باشند.»

اما انسان‏های پیرو دین منسوخ، كه از روی علم و عناد به آیین حق، در شریعت پیشین خود باقی مانده‏اند، ایشان چنین انسان‏هایی را در گرفتاری و شقاوت همیشگی و خسران توصیف می‏كنند: «این‏چنین كسانی كه اعتقاد كج و معوج داشته و به شاه‏راه حقیقت بغض دارند، به‏تدریج شقاوت این‏ها زیادتر گردیده و باطن آن‏ها صورت جحود و نفاق بوده و روح و نفس، كج و معوج از حقیقت بار آمده و صورت واقعی‏اش صورت باطل و عقیده‏اش عقیده فاسد ظلمانی است. این چنین شخصی گرفتار وبال دایمی بوده و شقاوت همیشگی عظمی و خسران به تمام معنا خواهد داشت.»

حضرت امام قدس‏سره در جای دیگر، شقاوت و عذاب انسان‏های عالم و آگاه، اما معاند را شدیدترین عذاب و از نوع عذاب و آتش عقلی غیرقابل نجات توصیف می‏كنند: «اگر در قلب كسی اعتقادات به‏طور كج وارد شود و در این جهت به واسطه استكبار بر خدا، مقصّر باشد ـ نعوذ بالله ـ و پیوسته نظرش این باشد كه از روی عناد، بر ابطال مطالب حق، دلیل درست كند و از روی معاندت بر قرآن و انبیا، شبهات تأسیس كند، این‏چنین شخصی دارای كل‏الشقاوة می‏باشد كه در مقابل سعادت عقلی است، نعوذ بالله كه این چنین شقاوت در مرتبه عقلانیت حاصل باشد!... این انتقاشات، مبدأ حیّات و سموم و عقارب و منشأ نار عقلانی است كه شاید مثل «نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ» (همزه: 6و7) بوده باشد، و برای چنین كسی زمینه نجات نخواهد بود؛ چون بذر در حد بذریت مانده و صورت عقلانی اباطیل تولید شده است. و البته این‏چنین فعلیت در مرتبه تجرّد تام، مبدأ حیّات و عقارب و نیران خواهد شد، ای بسا مبدأ نار عقلی هم باشد.»
 
تقریرات فلسفه، آیت الله عبدالغنی اردبیلی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج 3، ص 475 تا 505
 

هیچ نظری موجود نیست: