شخصى بود به نام شيخ محمد. روزى آمد خدمت آقا و گفت: ما قبلاً آدمهاى خوبى بوديم و حالا يك كمى ضعيف شدهايم.
فرمود: فلانى آن موقع هم دين نداشتى، الآن هم ندارى!
گفت: چطور؟
فرمود: شما چند مرتبه براى گرفتن پول به خانه آقايان رفتهاى؟
گفت: مىروم حق خودم را مىگيرم.
فرمود: من نگفتم حق ديگرى را مىگيرى. بعد فرمود: اين كار با اياك نعبد و اياك نستعين نمىسازد
سلوك معنوى - اكبر اسدى
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر