بقیه عمر را دریاب
بروید سراغ نهج البلاغه آنجا خطبه 85 بعضیها هم 86؛ در آنجا دارد: «فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُ مِنْكُمْ فِي أَيَّامِ مَهَلِهِ قَبْلَ إِرْهَاقِ أَجَلِهِ وَ فِي فَرَاغِهِ قَبْلَ أَوَانِ شُغُلِهِ»؛ پس عمل کننده از شما باید به عمل بپردازد در روزهایی که مهلت دارد، یعنی باقی مانده عمر، پیش از آنکه مرگ به زودی او را دربیابد؛ در وقتی که فراغتی به دست اوست پیش از آنکه گرفتار و دچار بشود. «وَ فِي مُتَنَفَّسِهِ قَبْلَ أَنْ يُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ»؛ تا آن موقعی که نفس میکشی؛ خلاصه پیش از آنکه نفست بند بیاید، «وَ لْيُمَهِّدْ لِنَفْسِهِ وَ قَدَمِهِ وَ لْيَتَزَوَّدْ مِنْ دَارِ ظَعْنِهِ لِدَارِ إِقَامَتِهِ» باید برای آسایش خودت و استواری قدمت و برای آن سرایی که داری کوچ به سوی او میکنی کارهای نیک انجام دهی؛ «فَاسْتَدْرِكُوا بَقِيَّةَ أَيَّامِكُمْ وَ اصْبِرُوا لَهَا أَنْفُسَكُمْ فَإِنَّهَا قَلِيلٌ فِي كَثِيرِ الْأَيَّامِ الَّتِي تَكُونُ مِنْكُمْ فِيهَا الْغَفْلَةُ وَ التَّشَاغُلُ عَنِ الْمَوْعِظَةِ»؛ این بقیه عمر را دریاب؛ در این روزهای باقی مانده از عمرت شکیبایی پیش بگیر؛ چرا؟ چون این روزهای باقی مانده در مقابل روزهای بسیاری که از دست دادی کم است؛ که آن هم شما در غفلت و روگرداندن از پند و موعظه بودی. این مربوط به همین درجه اول از غیرت است. کسی که متنبّه شود به اینکه پایش در چاله رفته، حالا او را جبران میکند.
به نفْسِ سرکشت فرصتِ معصیت نده
روایت دیگر از علی(علیه السلام) است: «وَ لَا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتَذْهَبَ بِكُمُ الرُّخَصُ مَذَاهِبَ الظَّلَمَةِ وَ لَا تُدَاهِنُوا فَيَهْجُمَ بِكُمُ الْإِدْهَانُ عَلَى الْمَعْصِيَة»؛ این نفْس های سرکشتان را فرصت به آنها ندهید که این فرصت های شما را به راه های خطا و ستمکاری و ظلم به خودتان بکشانند. ظلم به خودمان داریم می کنیم؛ سهل انگاری نکنید؛ اینها سهل انگاری و آسان گرفتن بر هواهای نفسانی است. این را بدانید که پای انسان را در چاله میگذارد. یعنی موجب میشود که هم آن چیزی که نافع بود را از دست دادهام و هم آنچه که مضرّ است به آن مبتلا شده ام.
نفَسهای تو، قدمهای تو به سوی مرگ است
لذا ببینید علی(علیه السلام) میفرماید: «يَا ابْنَ آدَمَ إِنَّكَ لَمْ تَزَلْ فِي هَدْمِ عُمُرِكَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ أُمِّكَ»؛ آی فرزند آدم! این را بدان که همینجور از عمر تو دارد کاسته میشود. خود علی(علیه السلام) فرمود این نفَسهایی که میکشی قدمهای تو به سوی مرگ است. از آن موقع که از شکم مادر بیرون آمدی دارد از عمرت کاسته میشود. «فَخُذْ مِمَّا فِي يَدَيْكَ لِمَا بَيْنَ يَدَيْكَ»؛ بیا از این چیزی که در دست داری، برای آنچه در پیش رو داری بهرهگیری کن. تعبیرات را ببینید!
از باقی مانده عمرت برای جبران مافات بهره گیری کن
روایت دیگر: «أَيُّهَا النَّاسُ الْآنَ الْآنَ مِنْ قَبْلِ النَّدَمِ وَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّه»؛ این را غنیمت بشمار قبل از اینکه بخواهی پشیمان بشوی؛ بعدش چیست؟ پشیمانی است. پشیمانی سودی ندارد. باز از علی (علیه السلام) است: «بَقِيَّةُ عُمُرِ الْمَرْءِ لَا قِيمَةَ لَهُ يُدْرِكُ بِهَا مَا قَدْ فَاتَ وَ يُحْيِي مَا مَاتَ»؛ بقیه عمرت را میتوانی بیایی آنچه را که از دست دادهای جبران کنی. تا میرسد به اینجا که میگوید «لا يعرف قدر ما بقي من عمره إلا نبي أو صديق»؛ عجب! کار به کجا رسید! قدر ما بقی عمر را مؤمنی نمیداند مگر کسی که پیغمبر باشد یا از صدّیقین باشد.
فرق مؤمن و کافر: مؤمن توشه برمیدارد و کافر در کشتزار طبیعت میچرد
لذا این را میخواستم عرض کنم که اینکه دارد مراقبت نسبت به آینده و جبران نسبت به گذشته، اگر درجه اول غیرت به معنای آن حالت قلبی ناشی از حبّ به خدا بیاید و شخصی را که در وادی معنویت است برانگیزاند، او شروع به این کارها میکند. اما اگر دیدی که نه، ـ نعوذ بالله ـ نه، مثل گذشته کَکَش هم نمیگزد، این همان حیوان است. حالا من انشاءالله بعد میرسم که فرق بین مؤمن و کافر در چیست؛ ما داریم در روایاتمان که فرق بین مؤمن و کافر این است که «فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ يَتَزَوَّدُ وَ الْكَافِرَ يَتَمَتَّع»؛ از علی (علیه السلام) است. مؤمن چه کار میکند؟ توشه برمیدارد، برای خودش بهره میگیرد؛ آن کافر است که میچَرَد! «یَتَمَتَّع» یعنی در این کشتزار طبیعت و مادیت میچَرَد!
درجه دوم غیرت؛ غیرت مُرید
اما درجه دوم غیرت میگویند مربوط به مُرید است. این نسبت به خود عمر است؛ یعنی این نسبت به عمر از دست رفته است. یک وقت هست میگویی چه اعمالی را که میتوانستم بکنم و از دست دادم و چه کارهایی که نباید بکنم و کرده ام و در آینده مراقبت کنم که آنها را انجام دهم و اینها را ترک کنم، تا اینجا مربوط به غیرت عابد است؛ یعنی بحث راجع به عمل نیک از دست رفته است و از این طرف هم موانعی که سر راه درست کردم. اما یک وقت هست که بحث نسبت به عمر است.
غیرت مُرید، کُشنده است
تعبیری که اهل معرفت دارند این است: میگویند این غیرت کُشنده است؛ یعنی میگویند غیرت مرید کُشنده است. روی دو جهت: یک، از اینکه آنچه را که از دست داده است برنمیگردد و قابل جبران نیست. خوب دقّت کن؛ نماز را میشود قضا کرد، اما میتوانی عمرت را هم برگردانی!؟ حالا من میگویم چون آن وقت در جهت دوم گیر میکند. عمر از دست رفته را میتوانی برگردانی!؟ آن بازگشت ندارد. تعبیر از علی(علیه السلام): «احذروا ضياع الأعمار فيما لا يبقى لكم»، بپرهیزید، عمرهایتان را در یک اموری که برای شما باقی نمیماند ضایع نکنید؛ یعنی امور مادّیت که میگذارید و میروید. «ففائتها لا يعود»؛ عمر از دست رفته برنمیگردد. در یک خطبهای است در نهج البلاغه، خطبه 114 است: «فَبَادِرُوا الْعَمَلَ وَ خَافُوا بَغْتَةَ الْأَجَلِ فَإِنَّهُ لَا يُرْجَى مِنْ رَجْعَةِ الْعُمُرِ مَا يُرْجَى مِنْ رَجْعَةِ الرِّزْق»؛ پول اگر از دست رفت، جایش میآید، اما عمر جای آن دیگر پُر نمیشود.
اشتباه ما درباره عمر
حالا من میگویم که در ربط با عمر چه اشتباهی است که ما میکنیم؛ عمر یعنی «حصّه وجودی ما در نشئه دنیا»؛ امّا ما خیال میکنیم که ما ثابتیم و عمر گُذرا است؛ به تعبیر مُسامحی میگوییم «عمرمان گذشت»! «عمر را به چه میگذرانی؟»! این حرف غلط است! یعنی چه عمر را به چه میگذرانی!؟ عمر ما انتزاع از حرکت وجودی ما است؛ هر ساعتی که میگذرد یک بخشی از وجود من و تو دارد میرود؛ نه اینکه من هستم و او میرود؛ بلکه از تو کاسته میشود؛ از آن حصّه وجودی تو در این عالم دنیا و این نشئه مادّیت کاسته میشود. اگر بخواهیم برویم یک تصویری بکنیم، یک رشته ای در نظر بگیر؛ وجود تو در این عالم مثل یک رشته میماند؛ شصت سال، چهل سال، هرچه بگیری. فرض کنید شصت متر؛ هر یک روز که میرود یک میلش میرود؛ میلی، میلی، میلی، میلی از آن بریده میشود؛ تو داری کم میشوی، نه اینکه تو هستی و عمر میرود؛ تو داری از بین میروی.
تو داری تمام میشوی، نه عمر!
از علی(علیه السلام) «إنّما أنت عدد أيام»؛ تو شمارش روزها هستی، «فكلّ يوم يمضي عليك يمضي ببعضك»؛ هر یک روز که میرود از تو کاسته دارد میشود نه از عمرت، بلکه از خودت. «يا ابن آدم إنّما أنت أيام كلّما مضى يوم ذهب بعضك»؛ این اشتباهی است که ما داریم میکنیم. این است که اهل معرفت میگویند درجه دوم از غیرت، کُشنده است. چرا؟ چون اینجا دیگر هیچ کاریاش نمیتوانی بکنی؛ چون دیگر چارهای نداری، غصّه میخوری. غیرت مُرید نسبت به عمر است که از دست داده است که بازگشت ندارد. «إن المغبون» زیاندیده کیست؟ علی(علیه السلام) میگوید «إن المغبون من غبن عمره و إن المغبوط من أنفذ عمره في طاعة ربه» زیاندیده آن کسی است که عمر را ضایع کرده است. این حصّه از وجود را از دست داده که دیگر بازگشت هم ندارد...
برگرفته از درس اخلاق آیت الله العظمی حاج شیخ مجتبی تهرانی (زید عزه)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر