چرا دنیا آباد شده ؟

قال علی علیه السلام : لو عقل اهل الدنیا خربت

حضرت علی علیه السلام فرمود : اگراهل دنیا عقل می ورزیدند (عقلشان می رسید) ، (دنیا) خراب می شد.

قرار است سی سال در دستگاهی مشغول کار شویم ، به عنوان آمادگی و تعیین سطح برای هفت روز ما را به دوره ای می فرستند ، خوابگاهی و سلف سرویسی و سرویسی و ... هم در اختیار می گذراند وسفارش اکید می کنند که به فکر آنها نباشیم و همه وقت خود را صرف محتوای دوره و کسب هر چه بیشتر دانش و توانائی کنیم ، چرا که  بر اساس این دانش و کارائی برای زمانی بس طولانی بکار گرفته خواهیم شد.
توی این هفت روز ما همه وقت خود را صرف آراستن خوابگاه می کنیم، از صبح برای نهار به سلف سرویس می رویم تا مبادا نهار از ما فوت شود ! به محض خوردن نهار دغدغه شام تمام ذهن ما را فرا می گیرد، دائم به اطاق نفرات دیگر توی خوابگاه حسودی می کنیم ، هر کاری میکنیم برای بهتر کردن این خوابگاه و داشتن اطاق های بیشتر در آن و تزئینات آنها و کنار گذاشتن غذا و ... ، دائم اطاق خودمان را تحلیل می کنیم  و به آن می بالیم و فخر می فروشیم .. ابن فکرها و حرف ها نگرانی و دلهره از فردا ، این چند روز را هم به کاممان تلخ می کند.
در چشم به هم زدنی دوره به پایان می رسد ، هر یک از ما همانقدر خورده ایم که می توانسته ایم و همانقدر جا نیاز داشته ایم که در آن زندگی کرده ایم (همان اطاق اولیه) ، بعد دوره را ترک میکنیم در حالیکه پشت سرمان انبوهی غذا و اطاق های آراسته به جا مانده است و این هفت روز به حدی سریع به پایان می رسد که تصورش را نمی کردیم.
حالا سی سال در پیش است در شرکتی که داشتن غذای زیاد و اطاق زیاد و ... آنهم در دوره ای که دیگر اثری از آثارش نیست و تنها چند روز بوده و گذشته ، هیچ مزیتی به شمار نمی آید ، حالا اینجا فقر و تحقیر و حسرت و زحمت هست و بس.
اما کمی از افراد (ثله من الاخرین) این چند روز توجهی ندارند که چه می خورند و کجا می خوابند و بقیه با اطاق هایشان چه می کنند و چند تا اطاق دارند و ... فقط به دانش و توانائی فکر می کنند و برنامه ریزی برای سی سال آینده و به هر حال این هفت روز می گذرد. این آرامش خاطر در عمل به وظیفه از همین هفت روز هم خاطره ای خوب می سازد و غذا و استراحت و زندگی را هم به کامشان شیرین می گرداند.
و بعد سی سال فرمانروائی و حکمرانی می ماند و رسیدن به هر چه می خواستند.

منبع حدیث : بحار الانوار - علامه مجلسی (ره) - ج 1 ، ص 95

هیچ نظری موجود نیست: